Ati
خداوندا نمی دانم در این دنیای وانفسا كدامین تكیه گه را تكیه گاه خویشتن سازم نمیدانم نمی دانم خداوندا. در این وادی كه عالم سر خوش است و دلخوش است و جای خوش دارد. كدامین حالت و حال و دل عالم نصیب خویشتن سازم نمی دانم خداوندا به جان لاله های پاك و والایت نمی دانم دگر سیرم خداوندا. دگر گیجم خداوندا خداوندا تو راهم ده. پناهم ده . امیدم خداوندا . كه دیگر نا امیدم من و میدانم كه نومیدی ز درگاهت گناهی بس ستمبار است و لیكن من نمیدانم دگر پایان پایانم.
Ati
باز باران بی ترانه گریه هایم عاشقانه میخورد بر بام قلبم باورت شاید نباشد گمشدن در خاطراتت یاد ایام تو داشتن میزند سیلی به رویم فکر انکه باتو بودم با تو بودم شاد بودم توی دشت ان نگاهت میزند اتش به جانم
Ati
درون سینه آهی سرد دارم رخی پژمرده رنگی زرد دارم ندانم عاشقم ، مستم ، چه هستم ؟ همی دانم دلی پر درد دارم
Ati
دیر زمانی در او نگریستم چندان که چون نظر از وی باز گرفتم در پیرامون من همه چیزی به هیئت او در آمده بود آنگاه دانستم که دیگر مرا از او گریزی نیست
Ati
اسم من چیست ؟خدایا چه کنم یادم نیست! من که همسایه نزدیک شقایق بودم پا شدم آمدم اینجا چه کنم؟ یادم نیست و بنا شد که دلم را چه کنم؟ یادم نیست
Ati
ببین امشب قلبم مثل آینه روشنه آیینه زلال من دیدنت،عید منه.... سال نو یعنی تو وقتی از در تومیای نذر کردم امشب سفره چیدم که بیای شادی از تقویمم بی تو رفت وبرنگشت انتظارت منو کشت توی سالی که گذشت........
Ati
چقدر ساده و راحت عبور کرد و گذشت و سطر سطر دلم را مرور کرد و گذشت میان دست من و او یک بیت فاصله بود نماند و فاصله را دور دور کرد و گذشت
Ati
بچه که بودم بستنی ام را گاز می زدند قیامت به پا می کردم ، چه بیهوده بزرگ شدم ، روحم را گاز می زنند و می خندم !
Ati
واحد اندازه گيري فاصله "متر" نيست؛ "اشتياق" است... مشتاقش كه باشي، حتي يك قدم هم فاصله دور است تمام باورهايت را باور دارم تا باور كني هنوز هم كسي هست كه... باور هاي تو را باور داشته باشد... باور من... دلم درد مي كند انگار خام بودند خيالهايي كه به خوردم داده بودي بيستون هم كه باشي نرمت مي كنم، تو چه ميداني فرهاد بودن چه شيرين است
سلام مروارید جون
1391/02/21 - 12:57 ·
1391/02/21 - 12:58 ·slm khosh omadi
1391/02/21 - 12:59 ·