روهام
فرشتگان روزی از خدا پرسیدند: تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را چرا آفریدی؟ خداوند گفت: غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من تا غمگین نباشه، به یاد خالق نمیافته!
روهام
آرزو دارم وقتی لبخند دنبال جایی برای نشستن میگردد تو در آن نزدیکی باشی
روهام
عشق مهماني مودب است که ورودش را با ضربه هاي قلب اعلام مي کند
روهام
هيچ وقت شعار نداده ام، که به زور بايد لبخند زد! بعضي وقت ها بايد تا نهايت آرامش گريست، آن گاه است که تبسمي ميهمان لبانت مي شود که زيبا تر از رنگين کمان بعد از باران است
روهام
کبوترهای خانه بی قرارند، به شوقت لحظه ها را میشمارند، پرستوی دلم در حال کوچ است، جهان بی تو برایم هیچ و پوچ است
روهام
هوا گرفته بود... باران میبارید... کودکی آهسته گفت: خدایا گریه نکن، درست میشه، درست میشه!!!
روهام
دلم تنگ است، دلم اندازه ی حجم قفس تنگ است، سکوت از کوچه لبریز است، صدایم خیس و بارانی ست، نمیدانم چرا در قلب من پاییز طولانی است
روهام
ماهی ها چقدر اشتباه میکنند، قلاب ماهیگیر علامت کدام سوال است که بدان پاسخ میدهند؟
روهام
معلممون به خط فاصله میگفت خط تیره، اون میدونست فاصله ها چه به روز آدمها میارن!
روهام
تو را در قلب شعرم میگذارم، بنام عشق آن را می نگارم، تمام حرف من در شعر این بود، تو را تا بی نهایت دوست دارم