parastoo
بی روی او به دنیا ، یک ذره نیست میلی از وقت رفتن او ، خیلی گذشته ، خیــــلی دلتنگم و پریشان ، با یک امید کم رنگ: شاید برای من هم ، دلتنگ مانده لیلی .
parastoo
من دلم تنگ است و یار دلتنگ نیست حال دل از من نمیپرسی چرا حال پرسیدن که دیگر ننگ نیست
parastoo
آفتاب روز محشر بيشتر ميسوزدش هركه اينجاد ردو داغ عشق كمتر ميكشد
parastoo
ترجیح میدهم به جای شاخه ای گل بوته ای خار باشم! که دست هر کودک نابالغی نتواند پایان بخش زندگیم شود…
parastoo
به سوي ما گــــذار مردم دنيا نميافتد كسي غيرازغم ديرين به ياد ما نميافتد
parastoo
نيست ماراغم دل هيچ كه ازدولت عشق هست غم نعمت ما عشق ولينعمت ما
خدا جاي حق نشستهღ♥ღreza♥♥♥eagle2ღ♥ღ
نقطه سر خط زندگی این خط لعنتی را می خواهی چکار؟ وقتی دست تو دست کودکی است که تنها کلمات اول خط را زیبا می نویسد و برای کلمات بعدی دست کوچکش خسته می شود و دیگر خودش هم نمی تواند بخواند برو بی آنکه حتی بنویسی حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسد و بوسیدنت موکول شده به تمامی روزهای نیامده.. حالا که هر چه دریا و اقیانوس را از نقشه جهان پاک کردی مبادا غرق شوم در رویایت باید اسمم را در کتاب گینس ثبت کنم تا همه بدانند - یک نفر با سنگین ترین بار دلتنگی روی شانه هایش - تو را دوست میداشت