سونیا
بي خوابت كرده بود دوستت دارمي كه پرنده ي درون سينه ام فرياد مي كشيد...
سونیا
سخت ترین دو راهی ، دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است گاهی کامل فراموش میکنی و بعد میبینی که باید منتظر می ماندی و گاهی آنقدر منتظر میمانی تا وقتی که میفهمی زودتر از این ها باید فراموش میکردی . . . .
سونیا
خدایا خیلی ها دلمو شکستن دیگه تحمل ندارم، شب بیا باهم بریم سراغشون، من نشونت میدم تو ببخششون.
سونیا
خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی. وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد . وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی . وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند . وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود . وقتی تمام درها به رویت بسته است... آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که: « ای خدای بزرگ دوستت دارم!» و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی ماند.
سونیا
سلام صبح همه دوستان گلم به شادمانی.
سونیا
گاهی با تو, گاهی بی تو کاش می شد گاهی گاهی را برداشت, به دلخواه.. گفت همیشه با تو و دیگر نیازی به ساختن جمله ای برای بی تو نباشد کاش می شد گاهی فقط گاهی..
سونیا
گاهی باید از محبت،از دلی عاشق جدا شد با صدای خشک تقدیر گاهی باید هم صدا شد مثل مردن با دل تنگ،بی تو رفتنم عذابست مثل تشنه ماندن از تب به امید یک سرابست میشود با یاد خورشید همنشین شد با شبی تار مثل پیچک ماند و آسود بر تن و شانه ی دیوار
سونیا
عرض سلام و صبح بخیر دارم خدمت دوستان گلم.آخرین چهارشنبه ی اردیبهشت بر شما به کام.
سونیا
باتفنگش نتوانسته شکارم بکند *** رفته با مطرب و اینترنت وسازآمده است ناوگانش نتوانسته مهارم بکند *** رفته با لُعبتک؟ چشم نواز آمده است بمب وموشک نتوانسته بترسانندم *** فیس بوک و توییتر شایعه ساز آمده است شیمیایی زد ومن باز عقب ننشستم *** با کراک و هروئین تاخت و تاز آمده است چون لگن شد اثر ناو هواپیمابر *** پخش مه پاره زمه واره به ناز آمده است بس که از نغمه قرآن و دعا می ترسد *** با رپ و عربده و تپ تپ جاز آمده است